الفيض الكاشاني

423

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىسوزاند و پوست و گوشت آنها پياپى تجديد مىشود . دربارهء آيهء : كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها « 1 » گفته شده است كه آتش در هر روز هفتاد هزار بار آنها را مىخورد و هر بار كه آنان را مىخورد گفته مىشود : باز گرديد و آنها به همان گونه كه بوده‌اند باز مىگردند . مىگويم : از طريق خاصّه ( شيعه ) صدوق به سند خود از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : دوزخيان به سبب عذابهاى دردناكى كه بر آنها وارد مىشود مانند سگها و گرگها عوعو مىكنند ، تو چه گمان دارى دربارهء گروهى كه فرمان مرگ آنها صادر نمىشود تا بميرند ، و عذاب آنها تخفيف داده نمىشود . در جهنّم تشنگان و گرسنگانى هستند كه چشمانشان نمىبيند كر و گنگ و كورند و رويهايشان سياه است ، طرد شدگان به دوزخند و پشيمان از كردار خويشند ، آنها مورد ترحّم قرار نمىگيرند و از عذابشان تخفيف داده نمىشود ، در آتش دوزخ شعله‌ور مىشوند ، و از آب جوشان مىنوشند ، و از زقّوم مىخورند و با انبر آتش در هم شكسته و با گرزهاى آهنين كوبيده مىشوند و فرشتگان غلاظ و شداد به آنها رحم نمىكنند . آنها بر روهايشان به سوى آتش جهنّم كشيده مىشوند ، و با شياطين همنشين مىگردند ، و در قيد غل و زنجيرها مقيّد و مغلول مىشوند ، اگر دعا كنند اجابت نمىشود ، و اگر حاجتى را مسألت كنند بر آورده نمىگردد ، اين است حالت كسانى كه وارد دوزخ مىشوند » « 2 » . و نيز به سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : « روزى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود ناگهان جبرئيل عليه السّلام بر او نازل شد در حالى كه غمگين و محزون و چهره‌اش دگرگون بود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : اى جبرئيل ! چه شده است كه تو را اندوهگين و گريان مىبينم ، عرض كرد : اى محمّد چرا چنين نباشم و حال آن كه امروز منافيخ ( دمه‌هاى ) جهنّم نصب شده است ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى جبرئيل ! منافيخ جهنّم چيست ؟ عرض كرد : خداوند به آتش امر فرمود هزار سال در آن دميدند تا سرخ شد سپس به آن امر فرمود هزار سال ديگر در آن دميد تا سفيد گرديد پس از آن به آن امر فرمود تا هزار سال ديگر در آن دميدند تا سياه شد و اكنون سياه و تاريك است اگر حلقه‌اى از زنجيرى كه درازى آن هفتاد ذراع است در دنيا نهاده شود از گرمى آن همه دنيا مىگدازد ، و اگر قطره‌اى از زقّوم و ضريع در آبهاى دنيا

--> ( 1 ) نساء / 56 : . . . هرگاه پوستهاى تن آنها ( در آن ) بريان شود پوستهاى ديگرى به جاى آنها قرار مىدهيم . ( 2 ) امالى ، صص 322 و 323 .